مشترك مورد نظر
داستانک . داستان کوتاه کوتاه . مينيمال . فلش فیکشن . میکروفیکشن
داستانک میهمان
اشتباه
ديروز كه رفته بودم به اسبها دونه بدم و به پرنده ها كاه، يه اسب سرشو آورد بيخ گوشم و آروم گفت: فكر نمي كني يه چيزي اشتباهه؟! راست مي گفت! اونو آوردم بيرون و خودم رفتم تو اصطبل!
نوشته امیرحسین معینی
2 نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 4 به قلم محمد مبيني |