تبليغاتX
مشترك مورد نظر

مشترك مورد نظر

داستانک . داستان کوتاه کوتاه . مينيمال . فلش فیکشن . میکروفیکشن

به عشق خودت - 88

سر سجاده ایستاده بود و اذان نمازش را میگفت ... بوی غذا که به مشامش رسید، با لبخند گفت: میبینم که غذای مورد علاقه منو درست کردی! و ادامه داد: حتماً دوباره میخوای منو سرکیسه کنی! زن از توی آشپزخانه جواب داد: نه، این دفعه رو به عشق خودت درست کردم؛ پول نمیخوام! مرد یکّه خورد. یادش رفت کجای اذان بوده ... نیت کرد: نه بخاطر بهشت و جهنم، فقط به عشق خودت... الله اکبر...

2 نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 10  به قلم محمد مبيني  | 


فریاد - 87

دستهاشو که قطع کردند، خم به ابرو نیاورد. مشکها رو که پاره کردند، فریاد کشید. روی دیدن رقیه را نداشت... خدا به فریادش رسید.

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 20  به قلم محمد مبيني  | 


خائن - 86

توله گرگ که بزغاله ضعیف الجثه را گرفت بعضی از گوسفندها و بزها گفتند ما حاضریم هر روز به تو شیر تازه بدهیم به شرطی که کاری با ما نداشته باشی! اشک چشمان بزغاله کوچک به خونهای چکیده از گلویش اضافه شد...

 اولمرت، سارکوزی و محمودعباس   حسنی مبارک و اولمرت  ملک عبدالله و بوش حسنی مبارک و بوش

کوکب هدایت

عشق بازیهایم با خدا

دفتر مستندسازی انقلاب

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 19  به قلم محمد مبيني  |