تبليغاتX
مشترك مورد نظر

مشترك مورد نظر

داستانک . داستان کوتاه کوتاه . مينيمال . فلش فیکشن . میکروفیکشن

تشنگي - 32

استاد داشت در مورد علائم اولیه و ثانویه و نهایی کمبود آب در کودکان شیرخوار صحبت می کرد و این که در نهایت کمبود آب و تشنگی باعث مرگ کودک می شود. در همین حین صدای گریه چند نفر از دانشجوها را شنید. پرسید: چرا شما گریه می کنید؟ یک نفر قضیه كربلا و تشنگي حضرت علی اصغر را برای استاد غیرمسلمان تعریف کرد. استاد که قضیه برایش جالب شده بود پرسید: خب بالاخره به او بچه آب دادند یا از تشنگی مرد؟ ... صدای گریه بلندتر شد

 

2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 10  به قلم محمد مبيني  | 


عروسی - 31

به امام عليه السلام گفت: خوشحال مي شوم در مجلس عروسي ما شركت كنيد. امام فرمودند اگر در مجلستان روضه امام حسين را بخوانيد شركت مي كنم. مرد پذيرفت... روز عروسي، امام تشريف آوردند. قدري نشستند. روضه كه شروع شد برخاستند و به سمت در خروجي رفتند. داماد هراسان به دنبال امام عليه السلام دويد. پرسيد: چه شده؟ و امام عليه السلام در حالي كه كفشها را جفت مي كردند پاسخ دادند: اكنون مجلس، مجلس ماست

2 نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 14  به قلم محمد مبيني  |